به گزارش صبح مجلس؛ طرح تشکیل «وزارتخانه شهرداریها» که با امضای ۱۵ نماینده مجلس و با هدف تقویت جایگاه مدیریت شهری در حال پیگیری است، در نگاه نخست میتواند پاسخی به یکی از مسائل قدیمی نظام مدیریت شهری ایران باشد؛ اینکه شهرداریها مسئولیتهای گستردهای بر عهده دارند اما در ساختار تصمیمگیری کشور، از اختیارات و منابع متناسب با این مسئولیتها برخوردار نیستند. با این حال، مسئله اصلی اینجاست که آیا راهحل این ضعف ساختاری، الزاماً تأسیس یک وزارتخانه جدید است؟
تردیدی نیست که شهرداریها امروز بخش قابلتوجهی از بار اداره شهر را بر دوش میکشند؛ از حملونقل عمومی و ترافیک گرفته تا پسماند، فضای شهری، آلودگی هوا و اجرای پروژههای زیرساختی. در بسیاری از این حوزهها نیز شهرداری ناچار است هزینه کند، در حالی که تصمیمگیری میان مجموعهای از دستگاههای دولتی و عمومی توزیع شده است. همین وضعیت، بهخصوص در حوزههایی مانند آلودگی هوا و حملونقل، زمینه تداخل مسئولیتها و فرافکنی میان دستگاهها را فراهم کرده است.
اما از این واقعیت نمیتوان بلافاصله نتیجه گرفت که تشکیل وزارتخانه شهرداریها بهترین راهحل است. اتفاقاً نخستین پرسش کارشناسی باید این باشد که کدام یک از مشکلات موجود صرفاً به دلیل نبود یک وزارتخانه ایجاد شده و با ایجاد آن برطرف خواهد شد؟ اگر مسئله، کمبود منابع پایدار، تعدد قوانین، تداخل وظایف و ضعف هماهنگی میان دستگاههاست، آیا نمیتوان همین مشکلات را از طریق اصلاح قوانین و بازطراحی رابطه دولت، شوراها و شهرداریها حل کرد؟
خطر نخست، افزایش تمرکزگرایی است. شهرداری در ذات خود یک نهاد محلی است و باید تا حد امکان در برابر شهروندان و نمایندگان محلی آنان پاسخگو باشد. تشکیل وزارتخانهای در سطح دولت مرکزی، اگر با انتقال واقعی اختیار به مدیریت شهری همراه نباشد، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد؛ یعنی به جای تقویت شهرداری، وابستگی آن به دولت مرکزی را افزایش دهد. در چنین شرایطی ممکن است تصمیمی که امروز در سطح شهر قابل اتخاذ است، فردا نیازمند تأیید، دستورالعمل یا هماهنگی با یک دستگاه مرکزی باشد.
مسئله دوم، خطر ایجاد یک لایه جدید از بوروکراسی است. مدیریت شهری همین حالا نیز با وزارت کشور، استانداریها، فرمانداریها، سازمان شهرداریها و دهیاریها، شوراهای اسلامی شهر و مجموعهای از دستگاههای دولتی و نظارتی در ارتباط است. اگر وزارتخانه جدید بدون حذف یا ادغام ساختارهای موجود ایجاد شود، به جای سادهتر شدن مسیر تصمیمگیری، یک حلقه دیگر به این زنجیره اضافه خواهد شد. در این صورت، طرحی که با شعار کاهش تداخل وظایف مطرح شده، ممکن است خود به منشأ جدیدی برای تداخل تبدیل شود.
از سوی دیگر، تشکیل وزارتخانه الزاماً مشکل مالی شهرداریها را حل نمیکند. اگر شهرداری منابع درآمدی پایدار و متناسب با وظایف خود نداشته باشد، ایجاد یک وزارتخانه جدید پول تازهای وارد حساب شهرداریها نمیکند. مسئله اساسیتر این است که دولت چه وظایفی را به شهرداری واگذار میکند، در مقابل چه منابعی در اختیار آن قرار میدهد و مسئولیت هر دستگاه دقیقاً کجا پایان مییابد. بدون پاسخ روشن به این پرسشها، وزارتخانه جدید ممکن است صرفاً مدیریتکننده مشکلات مالی و اجرایی موجود باشد.
نکته مهم دیگر، نسبت وزارتخانه پیشنهادی با شوراهای شهر است. اگر قرار باشد وزارتخانه درباره بودجه، ساختار سازمانی، مدیریت شهری یا سیاستهای حملونقل تصمیمگیری کند، جایگاه شورای شهر چه خواهد بود؟ اگر اختیار وزارتخانه گسترده باشد، خطر تضعیف مدیریت منتخب محلی وجود دارد و اگر اختیار آن محدود باشد، این پرسش مطرح میشود که چه ضرورتی برای ایجاد چنین ساختار عریض و طویلی وجود دارد.
از منظر سیاسی نیز نمیتوان این نگرانی را نادیده گرفت که وزارتخانهای شدن مدیریت شهری، شهرداریها را بیش از گذشته به تغییرات دولتهای مرکزی وابسته کند. بسیاری از پروژههای شهری، از مترو و حملونقل عمومی تا بازآفرینی بافتهای فرسوده، پروژههایی بلندمدت هستند و به ثبات مدیریتی نیاز دارند. مدیریت شهری نباید با هر تغییر دولت، در معرض تغییر جهتهای اساسی قرار گیرد.
از همه مهمتر، نباید شهرداریهای کشور را با یک نسخه واحد اداره کرد. مسائل تهران، تبریز، مشهد و اصفهان با مسائل یک شهر کوچک قابل مقایسه نیست. ساختار مطلوب مدیریت شهری باید بتواند میان این تفاوتها تمایز بگذارد و متناسب با جمعیت، منابع، ظرفیت اقتصادی و وظایف هر شهر، اختیارات متفاوتی تعریف کند. وزارتخانهای که بخواهد با مقررات یکسان بر مجموعهای بسیار متنوع از شهرداریها نظارت کند، خود میتواند به مانعی تازه در مسیر مدیریت محلی تبدیل شود.
البته این به معنای نادیده گرفتن مسئلهای نیست که نمایندگان مجلس بر آن دست گذاشتهاند. شهرداریها واقعاً نیازمند جایگاه روشنتر، منابع پایدارتر و قدرت چانهزنی بیشتر در برابر دستگاههای دولتی هستند. اما شاید راهحل مؤثرتر از تأسیس یک وزارتخانه، اصلاح بنیادین رابطه دولت و مدیریت شهری باشد؛ یعنی مشخص شود دولت چه وظایفی دارد، شهرداری چه وظایفی، شورا چه اختیاراتی و هرکدام از این سطوح حکمرانی از چه منابعی برخوردارند.
در نهایت، پرسش اصلی درباره «وزارتخانه شهرداریها» نباید این باشد که آیا شهرداریها به اندازه یک وزارتخانه مهم هستند یا نه. اهمیت شهرداریها محل تردید نیست. پرسش درست این است که آیا تشکیل وزارتخانه، واقعاً استقلال و کارآمدی مدیریت شهری را افزایش میدهد یا تنها یک ساختار اداری جدید به ساختارهای موجود اضافه میکند؟
اگر قرار است این طرح به قانون تبدیل شود، پیش از هر چیز باید پاسخ روشنی برای این پرسش وجود داشته باشد، چه مشکلی با تشکیل وزارتخانه حل میشود که با اصلاح قوانین، تأمین منابع پایدار و واگذاری واقعی اختیار به مدیریت محلی قابل حل نیست؟ پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند که این طرح یک اصلاح ساختاری واقعی است یا صرفاً تغییر نام و جابهجایی در نقشه بوروکراسی کشور./ پایان پیام










ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.