مهدی میرزاپور، پژوهشگر مطالعات پارلمانی در یادداشتی نوشت: آقای نبویان! شما سالهاست که به عنوان یک فرد حوزوی، در جایگاه سیاسی سخن میگویید. طبیعی است که از شما انتظار میرود هر جملهتان، بهویژه در مسائل امنیت ملی و سیاست خارجی، با دقتی بیش از دیگران بیان شود. همین انتظار بود که باعث شد پس از انتشار صوت اخیرتان، بسیاری به جای آنکه درباره اصل اختلافنظرها بحث کنند، منطق استدلال شما را زیر ذرهبین ببرند.
شما در ابتدای توضیحات خود تلاش میکنید این اطمینان را بدهید که سخنانتان مبتنی بر اسناد محرمانه نبوده، بلکه حاصل اخباری بوده که از اطراف خود دریافت کردهاید. اما این توضیح، ناخواسته پرسش تازهای ایجاد میکند. اگر مبنای سخنان شما اسناد رسمی نبوده است، چرا پیشتر در رسانه ملی با لحنی قاطع از «مستند بودن» مطالب خود سخن گفتید؟ فاصله میان «سند» و «شنیدههای پیرامونی» فاصله کمی نیست. اگر این دو در بیان یک مسئول عالیرتبه خلط شوند، نخستین آسیب، متوجه اعتبار خود گوینده خواهد بود.
در ادامه، برای پاسخ به منتقدان، چنین القا میشود که اگر برخی رسانهها گفتهاند روایت شما کامل نبوده، پس لابد به اسناد محرمانه دسترسی داشتهاند. این استدلال، نه تنها همه احتمالات دیگر را نادیده میگیرد، بلکه ناخواسته این شائبه را نیز ایجاد میکند که اطلاعات محرمانه در اختیار رسانهها قرار گرفته است؛ شائبهای که اگر صحیح باشد نگرانکننده است و اگر صحیح نباشد، اساساً نباید مطرح شود.
اما مهمتر از اینها، پیام سیاسیای است که از دل این نوع استدلال بیرون میآید.
شما بارها تأکید میکنید که معیار حرکت، تبعیت از رهبر انقلاب است. با این اصل، کمتر کسی اختلاف دارد. اختلاف از جایی آغاز میشود که یک برداشت خاص از بیانات رهبری، تنها برداشت معتبر معرفی شود و هر قرائت دیگری، به فاصله گرفتن از ولایت تعبیر گردد.
آقای نبویان!
همین منطق است که در ماههای اخیر، به ادبیاتی دامن زده که بیش از آنکه به انسجام جبهه انقلاب کمک کند، مرزبندیهای تازهای درون آن ایجاد کرده است. وقتی برخی خود را «پیشران مردم مبعوث» مینامند، گویی دیگران را در مرتبهای پایینتر از خود میبینند. وقتی برخی، مسئولان جمهوری اسلامی را با تعابیر تند و تحقیرآمیز خطاب میکنند، این پرسش پیش میآید که آیا این زبان، با همان توصیههای رهبر انقلاب درباره حفظ حرمت مسئولان و پرهیز از دوقطبیسازی سازگار است؟
همین مسئله درباره توافق نیز صادق است. نقد یک توافق، حق هر فعال سیاسی است؛ اما تبدیل کردن مطالبه به شعار «پاره کردن توافق»، در حالی که چنین مطالبهای از سوی رهبر انقلاب بیان نشده، این پرسش را ایجاد میکند که آیا این موضع، در امتداد رهبری است یا جلوتر از آن؟
شما در پایان صوت خود، از وحدت و انسجام سخن میگویید و تخطی از آن را جایز نمیدانید. این سخن، سخن درستی است. اما وحدت، فقط در پایان یک فایل صوتی محقق نمیشود؛ وحدت، از همان نخستین جمله آغاز میشود؛ از همان جایی که مسئولان یکدیگر را متهم نمیکنند، رسانهها را بیدلیل زیر سؤال نمیبرند و هر اختلاف نظری را به مسئله ولایتمداری یا ولایتگریزی گره نمیزنند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، جبهه انقلاب به عقلانیت نیاز دارد؛ عقلانیتی که میان نقد، اتهام و دوقطبیسازی مرز روشنی ترسیم کند. اگر قرار باشد هر اختلاف تحلیلی، به دوگانه «ولایتمدار» و «غیرولایتمدار» فروکاسته شود، نخستین قربانی آن، خودِ سرمایه اجتماعی جریان انقلاب خواهد بود.
شاید بهتر باشد به جای آنکه هر منتقدی را متهم کنیم که سخن رهبری را نادیده گرفته است، از خود بپرسیم: آیا همه ما، به اندازه کافی مراقب بودهایم که در تفسیر بیانات ایشان، یک گام جلوتر از خود ایشان حرکت نکنیم؟/پایان پیام










ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.