×
عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی؛

زبان فارسی از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی ایرانیان است

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه زبان فارسی مهم‌ترین مؤلفه هویت ملی ایرانیان است، مخالفت خود با طرح آموزش به زبان‌های محلی و قومی را تشریح کرد و گفت: این طرح ممکن است به وحدت ملی آسیب برساند.

  • محمدامین سالاری محمدامین سالاری
  • ۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۴:۱۲
  • 4127 بازدید
  • ۰
  • زبان فارسی از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی ایرانیان است

    احمد نادری، نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس و عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی، در مصاحبه‌ای مکتوب با خبرنگار پارلمانی صبح مجلس، به بیان دلایل مخالفت خود با طرح آموزش به زبان‌های قومی و محلی پرداخت. وی اظهار داشت: من برای مخالفت خود با این طرح چندین دلیل دارم که به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنم.

    1. اولین و مهم‌ترین دلیل بحث اهمیت زبان فارسی در هویت ملی و وحدت ملی است. زبان فارسی از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویت ملی ایرانیان از هزار سال پیش تا کنون است. اصلی‌ترین مؤلفه‌ای که فرهنگ ایران را در برابر اقوام مهاجم در طول تاریخ محافظت کرده، زبان فارسی بوده است. به بیانی دیگر همان‌طور که ما نسبت به مرزهای سرزمینی حساسیم، نسبت به به نام جاودان خلیج فارس و تعلق همیشگی جزایر سه‌گانه به خاک ایران غیرت داریم و با خون و جان خود از آن دفاع می‌کنیم، زبان فارسی نیز مرز‌ فرهنگ و هویت ایران و ایرانیان است و باید با جان و دل مراقب و پاسدار آن باشیم. در همین ارتباط باید شاهنامه فردوسی را ستون استوار زبان و فرهنگ ایران بدانیم و آن را ارج نهیم که در لحظه تاریخی بسیار مهمی بنای این کاخ بلند را پی افکند. با این توضیح به نظر می‌رسد اصل طرح دوگانه زبان محلی‌ـ قومی و زبان ملی اساساً موجب تضعیف زبان ملی است. به‌خصوص که باید به خاطر داشته باشیم که بدخواهان ایران، همواره انسجام و یکپارچگی ملی چه در سطح تمامیت سرزمینی و چه در عرصه فرهنگ و هویت ملی نشانه رفته‌اند و زمزمه ننگین تجزیه‌طلبی را سر داده‌اند. لذا طرح‌هایی از این دست ممکن است مورد سوء استفاده بدخواهان و دشمنان ایران قرار گیرد.
    2. اما آیا تاکید بر اهمیت زبان فارسی، به این معناست که فرهنگ‌ها و زبان‌های محلی و قومی را نادیده انگاریم؟ هرگز! بد نیست به این نکته اشاره کنم که بنده معلم انسان‌شناسی و مردم‌شناسی در دانشگاه هستم و یکی از اصلی‌ترین انگاره‌های این علم که سال‌ها تدریس کرده‌ام، احترام به تنوع فرهنگی و زبانی و محافظت و صیانت از فرهنگ‌های محلی و قومی و از جمله زبان و آداب‌و‌رسوم آن‌هاست؛ به‌خصوص که تنوع فرهنگی و زبانی بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی ایران است. بنابراین بر این اصل تأکید دارم که فرهنگ‌‌های محلی و قومی و به‌ویژه زبان و گویش آن‌ها باید حفاظت و صیانت شوند، اما تأکید بنده بر این است که اولاً‌ این مسأله باید با در نظر گرفتن وحدت و انسجام ملی و مصالح کشور انجام شود، دوم این‌که فرهنگ‌های محلی و قومی را نباید به مسأله زبان تقلیل دهیم، بلکه باید به همه عناصر و مؤلفه‌های فرهنگ قومی و محلی اهتمام داشته باشیم، و سوم این‌که اساساً سازوکار صیانت از زبان‌های قومی و محلی تصویب قانون نیست.
    3. باید به این نکته توجه داشته باشیم که برخلاف بسیاری از کشورهای غرب آسیا، ایران دارای نظم زبانی و فرهنگی طبیعی است. به این معنا که نه برای برای تحمیل زبان فارسی جبر و تحمیلی وجود داشته، نه برای زبان‌های محلی و قومی ممنوعیتی اعمال شده است. از منظر زبان‌شناختی تاریخی می‌توان گفت زبان فارسی زبان مادری و فرهنگی و تاریخی همه ایرانیان است که به‌طور طبیعی و خودبخودی رواج یافته است. شاید نقشی که آذری‌ها و کردها، مازنی و گیلکها در تقویت و تثبیت و بسط زبان فارسی داشته‌اند ساکنان استان فارس و خراسان نداشته­اند یا دست‌کم نقشی یکسان ایفا کرده ­اند. استاد شهریار مثال جالب و تمام‌عیاری در این باره است که شاعری با زبان مادری آذری، شاه‌کارهای شعری‌اش را به زبان فارسی سروده و جالب‌تر آن‌که سالروز درگذشت این شاعر آذری‌زبان، روز شعر و ادب فارسی نام‌گذاری شده است. بنابراین طرح آموزش زبان‌های محلی و قومی این نظم طبیعی و تاریخی درهم‌تنیدگیِ زبان محلی و زبان ملی را دستکاری می‌کند. به بیانی دیگر اساساً نسبت زبان محلی‌ـ‌ قومی و زبان ملی را نباید از منظر دوگانه‌گرایانه دید؛ اما به نظرم طرح قانونی آموزش زبان‌های محلی و قومی به این دوگانه‌گرایی دامن می‌زند.
    4. نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که اساساً برای صیانت و حفاظت از فرهنگ‌های محلی و قومی تصویب قانون لازم نیست. چراکه جنس و ماهیت بعضی موضوعات به گونه‌ای است که ظرفیت تقنینی ندارند و اصلاً نیازی نیست مجلس در همه موارد و زمینه‌ها قانون‌گذاری کند. به‌خصوص که در حال حاضر با تورم قوانین و مقررات مواجهیم. از سوی دیگر این مسأله با فلسفه قانون و قانون‌گذاری که باید ویژگی‌های عام‌بودگی، پیش‌بینی‌پذیری و دارا بودن ضمانت اجرای روشن داشته باشد‌، مغایر و ناسازگار است. برخی کارشناسان زبان‌شناسی معتقدند که در ایران بیش از پانصد زبان و گویش محلی وجود دارد. خب این پرسش به وجود می‌آید که آموزش و پرورش چگونه و با چه سازوکار و امکاناتی می خواهد همه آنها را آموزش دهد؟ اصلاً خود معلمان که قرار است آموزش زبان محلی و قومی را بر عهده بگیرند، چگونه باید آموزش ببینند؟ مثلاً در حوزه ادبیات محلی آذربایجان ده‌ها نوع ادبیات و گویش محلی وجود دارد، در حوزه کردی به میزان بیشتری تنوع وجود دارد، در حوزه زبان های گیلکی، مازنی و بلوچی این تنوع به مراتب بیشتر است و شناسایی تک تک آنها نیازمند صرف وقت و شناسایی تخصصی است که تاکنون انجام نگرفته است؟ بنابراین آموزش زبان‌های محلی و قومی در عمل با دشواری‌ها و پیچیدگی‌های و موانع بسیار زیادی همراه است که نتایج و پیامدهای نامطلوب آن بسیار بیشتر از آثار مثبت محتمل آن است. به همین دلیل بنده تمام تلاشم را کردم تا این قانون به تصویب نرسد و خوشبختانه در صحن مجلس نیز به تصویب نرسید./پایان پیام
    لینک کوتاه (کلیک کنید): https://sobhemajles.ir/?p=26067

    ارسال دیدگاه

    نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.

    نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

    نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاهتان را بنویسید

    ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد ضروری علامتگذاری شده اند *

    نظر شما دریافت شد و پس از بررسی منتشر خواهد شد.

    صبح مجلس | پوشش تخصصی اخبار مجلس شورای اسلامی
  • تمامی حقوق مادی و معنوی محفوظ است. | پایگاه تحلیلی خبری صبح مجلس